عضو ناشناس
عنوان
همه دردشون رو به اچآر میگن، ما دردمون رو به کی بگیم؟
تجربه۱٬۳۴۷ بازدید ۳ پست ۱۴۰۵/۰۶/۱۵ ۰۹:۲۷ تعادل کار و زندگی
هفتهای چند نفر میان پیشم گریه میکنن؛ یکی طلاق گرفته، یکی مدیرش اذیتش میکنه، یکی حقوقش کفاف نمیده. من گوش میدم و آخرش هیچ کاری از دستم برنمیاد. شب که میرسم خونه انگار همهی اون حرفا روی سینهمه. کسی دیگه هم اینطوریه یا من زیادی حساسم؟
۱۱ نفر واکنش نشان دادهاند …
دیدگاهها (۳)
برای پاسخ دادن وارد شوید
گفتگوها برای همه قابل خواندن است؛ نوشتن پاسخ فقط برای اعضا.
یه کار ساده کمکم کرد: بعد از هر جلسهی سنگین ده دقیقه میرم بیرون قدم میزنم، قبل از اینکه برم سراغ کار بعدی.
پاسخ
برای پاسخ دادن وارد شوید
گفتگوها برای همه قابل خواندن است؛ نوشتن پاسخ فقط برای اعضا.
زیادی حساس نیستی، این اسم داره: فرسودگی همدلی. من یه مدت رفتم پیش مشاور و یاد گرفتم مرز بذارم. حالا به طرف میگم «میشنوم، ولی بذار ببینیم چی از دست من برمیاد».
پاسخ
برای پاسخ دادن وارد شوید
گفتگوها برای همه قابل خواندن است؛ نوشتن پاسخ فقط برای اعضا.
مرسی، همین که بدونم فقط من نیستم حالمو بهتر کرد.
پاسخ
برای پاسخ دادن وارد شوید
گفتگوها برای همه قابل خواندن است؛ نوشتن پاسخ فقط برای اعضا.